پارت بیست و پنجم :

دیدار بی‌حرف سری تکان داد و هرچه به انتهای راهرو نزدیک‌تر شد، تپش قلبش تندتر کوبید. داخل سالن عنبیه‌هایش دنبال سلین گشت که او را لم داده داخل اغوش همان مرد کت و شلواری دید ونبضش داخل شقیقه‌هایش بی‌ریتم زد. نگاه تیره سلین چرخید و روی صورت دیدار ثابت ماند.لبخند کمرنگی به صورت گر گرفته دیدار زد، که رگ گردنش ورم کرد و نفهمید چه طور با قدم‌های بلند سمتش رفت؛ اما سلین از جایش جنب هم نخورد. ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شایان و ستاره در رمان آخرین پنجره هم هیچ شایان و ستاره
تصویر شخصیت پندار در رمان آخرین پنجره هم هیچ پندار
تصویر شخصیت سلین در رمان آخرین پنجره هم هیچ سلین
تصویر شخصیت سروش در رمان آخرین پنجره هم هیچ سروش
تصویر شخصیت مهکامه در رمان آخرین پنجره هم هیچ مهکامه
تصویر شخصیت دیدار در رمان آخرین پنجره هم هیچ دیدار
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهرخ

    0

    رمان بسیار زیباییه و درد جوانای امروزیه و اختلافاتی ک با والدین دارن همه چیه رمان عالیه من امروز کل پارت ها رو خوندم و اولین نظرم هست البته قبلا اثار زیباتون رو خوندم خداقوت عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهی شما و لطفتون به من و رماناهام خوشحالم همراه هستید و امیدوارم تا پایان راضی باشید❤️

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️